ژئومورفولوژي اقليمي

مقدمه:
دخالت اقليم در پيدايش ناهمواري از برخورد بين کره سنگي و کره هوا نتيجه مي شود. نحوه دخالت اقليم چه در زمينه هوازدگي و چه در ارتباط با تاثير مکانيکي فرايندهاي شکل زائي، در سطح خشکي ها بسيار متغيير مي باشد. دخالت مستقيم اقليم در پيدايش ناهمواري ها در مناطقي که فعاليت هاي کنترل نشده انسان باعث رخنمون يافتن فراوان سنگ ها مي شود و يا در مناطقي که بر اثر کم آبي يا سرماي شديد غالبا عاري از پوشش گياهي مي باشد، سازندهاي سطحي کم ضخامت و غالبا پراکنده که ازلحاظ خاکشناسي تحول کافي نيافته اند ظاهر مي شود.
ژئومورفولوژي اقليمي ناهمواريها را در ارتباط با آب و هوا بررسي مي کند و دنباله ژئومورفولوژي ديناميکي است، زيرا ژئومورفولوژي ديناميکي تضاد عملکرد پديده هاي را در سطح زمين مطالعه مي کند که بين عوامل و فرايند هاي فرسايش حاصل شده اند. به عبارت ديگر ويژگي هاي ساخت يک ناهمواري از طريق عوامل مختلف يک سيستم شکل زائي تجزيه و تحليل مي شود. ژئومورفولوژي اقليمي به نحوي چهره ظاهري ناهمواري را بررسي مي کند در حالي که ژئومورفولوژي ساختماني استخوان بندي ناهمواري را در ارتباط با اهميت نسبي و نظم و ترتيب توده هاي از سنگ را مطالعه مي نمايد که در برابر فرسايش مقاومت هاي متفاوتي دارند.
در اين بحث بعد از تجزيه وتحليل ارتباط ناهمواري با اقليم، جغرافياي اين ناهمواريها در محدوده هاي بزرگ اقليمي در سطح دنيا مطالعه خواهدشد. اين مطالعات به ما امکان مي دهد تا ارتباط کامل اين پديده را بامحيط هاي کنوني زيست اقليمي ارزيابي کنيم

ادامه نوشته

محيط زيست و اخلاق انسان مدار

اخلاق محيط زيست مي‌گوييم در واقع به موضوعي تازه در حوزه تفكر اشاره مي‌كنيم، گر چه شايد برخي از كليات آن در ازمنه قديم در ميان متفكران مطرح شده باشد.
حوزه اخلاق محيط زيست به رابطه اخلاقي بين نوع بشر با طبيعت اطراف خود ناظر است و همان طور كه اشاره شد اگر چه بسياري از فلاسفه در طول تاريخ به اين موضوع اشاره كرده اند، ليكن توجه و تدقيق جدي در اين مقوله به عنوان يك بحث مجزا در دهه 1970 درجهان آغاز شد. پيدايش اين مقوله بدون شك به واسطه آگاهي بشر از تاثيرات فن آوري، صنعت، توسعه اقتصادي و رشد جمعيت بر روي محيط زيست در دهه 1960 بود. دو كتاب مهم در اين دهه منتشر شد كه تاثير به سزايي در آگاه سازي جوامع - به ويژه جوامع غرب - و توجه آحاد مردم و دولت‌هاي به واقعه هولناكي كه به سبب عوامل پيش گفته جهان را تهديد مي‌كند، داشت. يكي از اين دو كتاب (بهار خاموش) نوشته راشل كارسون بود كه در سال 1962 انتشار يافت. اين كتاب همگان را آگاه مي‌ساخت كه استفاده بي برنامه و بي حساب از مواد شيميايي و آفت‌كش‌هاي غير بيولوژيك چه بلايي بر سر محيط زيست انسان و حيات وحش مي‌آورد. كتاب ديگر (بمب جمعيت) اثر پل ارليش بود كه نشان مي‌داد توسعه جوامع و افزايش بي رويه جمعيت چگونه كليه منابع سياره زمين را در خطر نابودي قرار داده است. البته آلودگي و نبودي منابع طبيعي را نمي توان تنها نگراني‌هاي زيست محيطي از آن زمان تا كنون دانست. كاهش مدام تنوع گياهي و جانوري، نابودي بيابان‌ها، افول اكوسيستم‌هاي و تغييرات آب و هوا همه و همه دست به دست هم داده و بر وجدان عمومي و سياست جوامع تاثير گذارده و اين مساله در ساليان اخير به طرزي فزاينده گسترش يافته است

ادامه نوشته

اشتغال انسانی بیابانها  دكتر محمد خسروشاهی

انسان چگونه موجب گسترش بیابانها می‌شود؟

هر سرزمین توازن و ظرفیت معینی دارد. حال اگر میزان بهره وری بیشتر از توازن آن سرزمین باشد تعادل طبیعی به هم می‌خورد و زندگی گیاهی ، جانوری و انسانی در معرض خطر قرار می‌گیرد. نواحی خشک و نیمه خشک از نظر توان طبیعی بسیار ضعیف و حساس هستند. فعالیتهای انسانی نابخردانه توان این نواحی را به سرعت کاهش می‌دهد و موجب گسترش بیابانها می‌شود. بنابراین بیابان زایی فرایند تخریب زمین با تغییر منابع گیاهی ، خاک و ... است که فعالیت‌های انسان عامل مهم این تخریب محسوب می‌شود. یکی از دغدغه های امروز کشورهای جهان موضوع بیابان زدایی است .

توجه به مقوله بیابان زدایی برای کشوری همچون ایران که 43 میلیون هکتار معادل یک چهارم وسعت آن را بیابان فرا گرفته ضرورتی انکار ناپذیر است.حال آنکه 6 میلیون هکتار از این سطح وضعیتی بحرانی دارند و تنها 2 میلیون هکتار آن مهار شده است.

بیابانها به سرعت در حال گسترش هستند، بنابراین قبل از اینکه جامعه انسانی مورد هجوم آنها قرار گیرد با تدبیری آگاهانه و اقدامی علمی باید به سمت بیابانها یورش برد. بی تردید در این نبرد پیروزی با جامعه انسانی خواهد بود .كويرزايي از جمله بلاي انساني , طبيعي , اقليمي است كه مي تواند آثار مخرب و زيانبار گسترده اقتصادي , اجتماعي وزيست محيطي ايجاد مي نمايد . آثار كوبر زايي در صورت عدم اجرايي راه كارهاي مناسب تخريب اراضي ,گسترش كوير وساير موارد مي باشد .

استان تهران در مجاورت دشت هاي خشك سوزان ودشت كوير قرار گرفته است و با داشتن شرايط اقليمي متفاوت و قرارگرفتن در حوزه آبريز جنوبي سلسله جبال البرز مياني و دشتهاي حاصلخيز پهناوري مانند دشت ورامين , ري , كرج , شهريار , هشتگرد , دامنه هاي دماوند , يكي از مناطق حاصلخيز به شمار مي رود . كه با توجه به شرايط جغرافيايي يعني مجاورت با مناطق بياناني و كويري شكننده وآسيب پذير شده است . بطوري كه از مساحت 1.9 ميليون هكتار 85 درصد آن را مراتع يا اراضي كويري و ارتفاعات و اراضي با شيب تند تشكيل داده است كه اين عوامل منطقه را در معرض باير شدن وكويرزايي قرار مي دهد. علاوه بر اين عوامل فرايندهاي ديگري در بروز اين پديده هستند . شامل عدم مديريت صحيح در استفاده از منابع آب , چراي بيش از حد , كشت بيش از حد , تخريب پوشش گياهي است كه در كنار كاهش بارندگي اثرات اقتصادي و اجتماعي مخربي روي سطح منطقه گذاشته و روند كوير زايي رو به توسعه خواهد بود

ادامه نوشته